close
تبلیغات در اینترنت
داستانهای کوتاه

آخرین ارسال های انجمن

عنوان مطلب تعداد پاسخ ها تعداد بازدید ها آخرین پست دهنده
مجموعه قالب وبلاگ با موضوع امام زمان (عج) برای بلاگفا و میهن بلاگ و رزبلاگ و... 45 2828 fns4565
داستان حضرت عيسي (عليه‌السلام) 2 359 mosafer-mosafer
آیا زیبایی عامل گمراهی؟! 1 268 fns4565
تعریف حجاب از زبان فاطمه (س) 1 258 fns4565
حجاب سمانی 34 1653 fns4565
زن در نگاه خداوند 2 314 fns4565
حجاب در ادیان الهى 1 193 fns4565
حجاب و پوشش در اديان زرتشت، يهود و مسيحيت 1 314 fns4565
کاش اینو زودتر خونده بودم 30 1561 limootorsh
راههاي عارف شدن 2 242 limootorsh
جمـلاتی الـهام بخـش برای زنـدگی 5 381 fns4565
♥ عرض ارادت روزانه خدمت ائمه معصومین(علیهم السلام) ♥♥♥ 11 1119 limootorsh
ایرباس هوشمند 8 694 sinak
مجموعه ای از تصاویـر جـذاب و شگفت انگیـز 3 356 limootorsh
آسانسور بهشت چگونه کار می‌کند؟ 2 557 limootorsh
♥ ختم صلوات و دعای روزانه جهت شادی دل آقا امام زمان(عج) ♥♥♥ 16 1422 limootorsh
آثار حیا و عفت در جامعه از نظر اسلام 1 269 limootorsh
کدام پیشنهادهای ازدواج را جدی بگیریم؟ 4 349 limootorsh
نامه ای به خدا 1 345 limootorsh
آخر بد شانسی به این میگن 1 449 limootorsh
تاپیک جامع احادیث امام رضا (علیه السلام) 68 4437 moradi777
تفسیر نور - تفسیر آیه شریفه صِرَ طَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُو 0 409 818
تفسیر نور - تفسیر آیه شریفه اهْدِنَا الصِّرَ طَ الْمُستَقِيمَ‏ 0 398 818
تفسیر نور - تفسیر آیه شریفه إِيّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ‏ 0 358 818
تفسیر نور - تفسیر آیه شریفه مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ‏ 0 323 818
تفسیر نور - تفسیر آیه شریفه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ 0 348 818
تفسیر نور ، تفسیر آیه شریفه الْحَمْدُ ِللَّهِ رَبِّ الْعَلَمِينَ‏ 1 369 818
تفسیر نور ، تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم 2 426 818
پست هک و امنیت من 12 27926 devil-black
................خاطرات شهدا............. 1 499 mahla

داستانهای کوتاه

شيعه و نشانه هاى او؟!

امام حسن عسكرى عليه السلام حكايت نمود: 
چون موضوع ولايتعهدى حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام پايان و تثبيت يافت . 
روزى دربان امام رضا عليه السلام وارد منزل آن حضرت شد و گفت : عدّه اى آمده اند، اجازه ورود مى خواهند و مى گويند: ما از شيعيان علىّ عليه السلام هستيم . 
امام رضا عليه السلام اظهار داشت : در حال حاضر فرصت ندارم ، به آن ها بگو كه در وقتى ديگر بيايند. 
چون آن جماعت رفتند و در فرصتى ديگر آمدند، نيز امام عليه السلام اجازه ورود نداد، تا آن كه حدود دو ماه بدين منوال گذشت ؛ و آنان توفيق زيارت و ملاقات با مولايشان را نيافتند و نااميد شدند؛ ولى با اين حال براى آخرين مرحله نيز جلوى منزل حضرت آمدند و با حالت خاصّى اظهار داشتند: 
ما از شيعيان پدرت ، امام علىّ بن ابى طالب عليه السلام هستيم و با اين برخورد شما، دشمنان ما را شماتت و سرزنش مى كنند. 
و حتّى در بين دوستان ، ديگر آبروئى برايمان نمانده است ؛ و نيز از رفتن به شهر و ديار خود خجل و شرمنده ايم . 
در اين هنگام ، امام رضا عليه السلام به غلام خود فرمود: اجازه دهيد آن ها وارد شوند. 
همين كه آنان وارد مجلس شدند، حضرت به ايشان اجازه نشستن نداد، لذا سرگردان و متحيّر، سرپا ايستادند و گفتند: 
يابن رسول اللّه ! اين چه ظلم بزرگى است كه بر ما روا داشته اى كه پس از آن همه سرگردانى ، نيز اين چنين مورد بى اعتنائى و بى توجّهى قرار گرفته ايم ، مگر گناه ما چيست ؟ 
با اين حالت ، مرگ براى ما بهتر خواهد بود. 
در اين لحظه ، امام رضا عليه السلام فرمود: آنچه كه بر شما وارد شده و مى شود، همه آن ها نتيجه اعمال و كردار خود شما مى باشد؛ و نسبت به آن بى اهميّت هستيد! 
آن جماعت ، همگى گفتند: ياابن رسول اللّه ! توضيحى بفرما تا براى ما روشن شود كه خلاف ما چيست ؟ 
و ما چه كرده ايم ، و چه گناهى از ما سر زده است ؟ 
حضرت فرمود: چون شما ادّعاى بسيار بزرگى كرديد؛ و اظهار داشتيد كه شيعه حضرت اميرالمؤ منين ، امام علىّ بن ابى طالب عليه السلام هستيد. 
واى بر حال شما، آيا معناى ادّعاى خود را فهميده ايد؟ 
و سپس افزود: شيعه حضرت علىّ عليه السلام همانند امام حسن و امام حسين عليهما السلام ، سلمان فارسى ، ابوذر غفّارى ، مقداد، عمّار ياسر و محمّد بن ابى بكر هستند، كه در انجام اوامر و دستورات امام علىّ عليه السلام از هيچ نوع تلاش و فداكارى دريغ نورزند. 
ولى شما بسيارى از اعمال و كردارتان مخالف آن حضرت مى باشد و در انجام بسيارى از واجبات الهى كوتاهى مى كنيد و نسبت به حقوق دوستان خود بى اعتنا و بى توجّه هستيد و در مواردى كه نبايد تقيّه كنيد، انجام مى دهيد. 
و با اين عملكرد نيز مدّعى هستيد كه شيعه اميرالمؤ منين ، امام علىّ عليه السلام مى باشيد!! 
شما اگر مى گفتيد كه از دوستان و علاقه مندان آن حضرت و از مخالفين دشمنانش هستيم ، شما را مى پذيرفتم و اين همه دردسر و مشكلات را متحمّل نمى شديد. 
شما منزلت و مرتبه اى بسيار عظيم و شريف را مدّعى شديد، كه چنانچه در گفتار و كردارتان صادق نباشيد، به هلاكت خواهيد افتاد، مگر آن كه مورد عنايت و رحمت پروردگار متعال قرار گيريد و لطف خداوند شامل حالتان بشود. 
اظهار داشتند: ياابن رسول اللّه ! ما از آنچه ادّعا كرده و گفته ايم ، پوزش مى خواهيم و مغفرت مى طلبيم . 
و آنچه را كه شما فرموديد، ما نيز بر آن عقيده هستيم ؛ و هم اكنون اعلام مى داريم كه ما از دوستان و علاقه مندان شما اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام مى باشيم و مخالف دشمنان شما بوده و خواهيم بود. 
در اين هنگام ، امام رضا عليه السلام فرمود: اكنون خوش آمديد، شما برادران من هستيد. 
و سپس آن جماعت را بسيار مورد لطف و عنايت خويش قرار داد و از دربان پرسيد: اين جماعت چند مرتبه آمدند و خواستند كه وارد منزل شوند؛ و مانع ورود ايشان شدى ؟ 
دربان گفت : شصت مرتبه . 
امام عليه السلام فرمود: بايد جبران گردد، شصت مرتبه بر آن ها وارد مى شوى و سلام مرا به آن ها مى رسانى ؛ چون كه توبه آن ها قبول شد و مستحقّ تعظيم و احترام گشتند و اكنون وظيفه ما است كه در رفع مشكلات آن ها و خانوادهايشان همّت گماريم . 
و بعد از آن ، حضرت دستور فرمود تا مقدار قابل توجّهى مبرّات و خيرات به آن ها كمك شود.

 

 


 

پرداخت بدهى دوست و كمك هزينه

مرحوم علاّمه مجلسى ، شيخ صدوق و ديگر بزرگان رضوان اللّه عليهم حكايت كرده اند: 
يكى از شيعيان و دوستان امام رضا عليه السلام به نام اءبومحمّد غفّارى گويد: در يك زمانى ، بدهكارى من به افراد زياد شده بود و توان پرداخت آن ها را نداشتم . 
با خود گفتم : بهتر است نزد حضرت علىّ بن موسى الرّضاعليهما السلام شرفياب شوم ، چون هيچ ملجاء و پناهى جز مولا و سرورم نمى شناسم ؛ و تنها آن حضرت است كه مرا نااميد نمى كند و كمك مى نمايد تا قرض هاى خود را پرداخت كنم و زندگيم را سر و سامانى دهم . 
پس به همين منظور، عازم منزل امام عليه السلام شدم و چون به منزل حضرت رسيدم ، اجازه ورود گرفتم ؛ و هنگامى كه داخل شدم به حضرت سلام كرده و در حضور مباركش نشستم . 
امام عليه السلام فرمود: اى ابومحمّد! ما خواسته و حاجت تو را مى دانيم ، كه چه تقاضائى دارى و براى چه اين جا آمده اى ، عجله نكن و ناراحت مباش ، ما خواسته ات را برآورده مى كنيم . 
پس چون شب فرا رسيد، در منزل حضرت استراحت نمود، وقتى صبح شد مقدارى طعام مناسب آوردند و صبحانه را با آن حضرت تناول كردم . 
سپس امام عليه السلام فرمود: آيا حاضر هستى نزد ما بمانى ، يا آن كه قصد مراجعت و بازگشت به خانواده خود را دارى ؟ 
عرضه داشتم : ياابن رسول اللّه ! چنانچه لطف نموده ، خواسته و نيازم را برآورده فرمائى ، از محضر مبارك شما مرخّص مى شوم ؛ چون خانواده ام منتظر هستند. 
پس از آن ، امام رضا عليه السلام دست مبارك خويش را زير تُشكى كه روى آن نشسته بود بُرد؛ و سپس مُشتى پول از زير آن درآورد و به من عطا نمود. 
وقتى آن پول ها را گرفتم ، ضمن تشكّر خداحافظى نموده و از منزل بيرون آمدم ؛ چون آن ها را نگاه كردم ، ديدم چندين دينار سرخ و زرد مى باشد و نوشته اى ضميمه آن ها است : 
اى ابومحمّد! اين پنجاه دينار را به تو هديه داديم كه بيست و شش دينار از آن را بابت بدهى خود پرداخت كنى و بيست و چهار دينار باقى مانده اش را هزينه و مصرف زندگى خود گردانى و نيز خانواده ات را از سختى و ناراحتى نجات بدهى .





[ پنج شنبه 13 / 04 / 1392 ] [ 6:58 ] [ مرید شاه طوس ]

مطالب مرتبط